خرید بک لینک
این روزها خیلی به این روزهایم فکر میکنم ؛ به اینکه کدام ویژگی های اکنونم را می پسندم و از آنِ من،از آنِ خودِ واقعی و دوست داشتنی ام هستند وکدامشان در گیر و دار گذار نه چندان جالب زندگی و حواس پرتی های من و خامی ام سراغم آمدند و من غرق در حواس پرتیها ننداختمشان از خودم بیرون. تو که غریبه نیستی؛ خوب می شناسی ام؛ راستش را بخواهی ویندوزم کمی قاطی کرده،نمیدانم از سر حواس پرتی اش بوده که نفهمیده کم و بیش ویروسی فریبش داده و توی جانش جا خوش کرده ، یا تقصیر از من است که مدام خودم را مثل یک محیط بان ول کرده ام گوشه ی حیاط خانه مان ؛ تا حواسم را جمع کنم،تا تمرین کنم که حواسم جمع باشد. تا تکرار کنم که دقت کن،دقت کن و ........ چقدر خوب است که آدم یک جایی_( حالا میخواهد دفترچه یادداشت باشد، بلاگ باشد یا اصلا توی ذهنش باشد)_هی بنویسد و مدام بنویسد و آنقدر بنویسد ؛ که خودش را توی نوشته هایش پیدا کند.

برچسب: حواسم هست به انگلیسی,حواسم هست,حواسم هست و میمیرم, نویسنده: لیلا کوهی تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 3:36

امروز که نه ، راستش روزهاست دلم برف می خواهد. از آن برفهای دانه درشتِ پنبه ای ؛ که وقتی میگیریشان توی دستت و می خواهی گوله شان کنی ؛ ترد ترد صدا می دهند و چقدر کیف دارد خوردنشان ، بعد هم ساختن یک آدم برفی به رسم همیشه ی حضور برف روی زمین و در نهایت هم بخشیدن کمی از جانت به او. اگر دقت کنیم می بینیم آدم برفیِ آدمها چقدر شبیه خودشان است ، آخر ما که نمی دانیم وقتی سرگرم ساختنش هستند به چه چیزی فکر می کنند،خوشحالند ، ناراحتند ،عصبانیند ،مهربانند..... اصلا اگر از من بپرسی میگویم پاییز و زمستان مال زمین نیستند ؛ از یک جای دیگری می آیند که اینقدر بودنشان حالت را خوب می کند و هیچ وقت هم برایت تکراری نمی شوند و عادت نمیکنی به نبودنشان. مدام دلت می خواهد باشند و ببارند و تو هم به بهانه ی هوای معرکه ی بیرون خانه ؛ بروی توی حیاط و چای بهارنارنج با چاشنی هل و لیمو ترشت را بنوشی ، و با هر دَم همه ی دنیا را بدهی داخل ریه هایت و تازه شوی ، مست شوی ، خودت شوی. خودت شوی...

برچسب: پاییز و زمستان,پاییز و زمستان 95,پاییز و زمستان شعر, نویسنده: لیلا کوهی تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 3:36

آینه ها بیش از اونچه فکر می کنیم #یادشون میمونه؛ یادشون میمونه تمام لحظاتی رو که با افکار مختلف بهشون زل زدیم و #رفتیم. اصلا اینطور بگم که همه ی #اشیاء_حافظه دارند و افکار،رفتار و حرفهای ما یادشون میمونه. اگر باور نمی کنید میتونید امتحان کنید؛ به یک شی فکر کنیم که برامون حس خوبی رو یادآور میشه و به یک شی که حس بدی رو القا میکنه.خوب فکر کنیم و ببینیم که چرا چنین حسی به این اشیاء داریم؟آیا به خودمون بر نمی گرده؟!! به اینکه در یک لحظه #نیات خوبی داشتیم و همون موجب شده حالا این شی که در اون لحظه حضور داشته ؛ به ما احساس خوبی رو انتقال بده یا در واقع یادآوری کنه؟و برای شی بد هم همینطور. #باز هم همه چیز به خودمون بر میگرده؛#ریشه ی همه ی احساسات خوب و بد ما در جان خودمون #جوانه زده و رشد کرده. #خوب_باشیم؛تا حس خوبمون در #محیط پیرامون #باقی بمونه.چرا که در نهایت ؛ به #خودمون_بر_می_گرده.

برچسب: نویسنده: لیلا کوهی تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 3:36

.آیا تا کنون از خود پرسیده ایم که در فهرست ذهنی مان، مؤلفه های برتری شامل چه مواردی می شود؛ نژاد،مکان،مدرک تحصیلی،مقام،زمان،پوشش،زبان.....؟ و آیا در خلال زندگی مدرن ؛ فرصتی پیش آمده تا با نگاهی پرسشگر، روزمرگی های بشر را با همه ی ابزارهای عینی و نامحسوسش مورد نقادی قرار دهیم؟ آگر چنین است ؛ آیا تمرکز همواره ی بشر بر اهل کجا بودن،پوشش خاصی به تن و بیان ویژه ای داشتن،نژاد و......القا کننده ی اسارت هویت وی در دام توتالیترها ، منفعت طلبان و نظام های سرمایه داری نیست؟ آنان که با مشغول ساختن انسان ها به چنین ظواهری ؛ در گوشه ای از جهان فجایع عمیقی همچون فقر اندیشه و معیشت ،جنگ و فلاکت به بار آورده اند ، و در گوشه ای دیگر برای خویش و همگنانی چون خویش ؛ سورها بر پا میدارند و عیش ها نوش میکنند..همان ها که با تمام قوا ؛ همه ی ابزار خود را در راستای مرگ تدریجی فرهنگ ها، دگردیسی اندیشه ها و رباتیزه کردن مردمان جهان ؛ برای دست یابی به مقاصد خویش به کار گرفته و پیدا و پنهان همه ی رخدادهای تلخ دنیای ما هستند. بنابراین ؛ بیائید اندکی تامل کنیم در واژه ای به یغما رفته در معنا ، و مفهومی باژگون شده در

برچسب: نویسنده: لیلا کوهی تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 3:35

صفحه بندی